جمال رضايى
421
بيرجندنامه ( فارسى )
18 - زرپارنى zer perani ( زيرپيراهنى ) : زيرپيراهنى با آنچه امروز هم به اين نام خوانده مىشود تفاوتى نداشت و آن پيراهنى نازك ( نخى يا پارچهاى ) بود كه به عنوان « عرقگير » در زير پيراهن پوشيده مىشد و مىشود . زير پيراهنى سه نوع بود : 1 - بىآستين . 2 - آستينكوتاه . 3 - آستينبلند . 19 - زرتامانى zer tamoni ( زيرتنبانى / زيرشلوارى ) : نوعى شلوار نازك بود كه در زير شلوار - بهويژه شلوار اطريشى - مىپوشيدند . 20 - سردارى sardari ( سردارى ) : نوعى بالاپوش بلند و نسبتا قيمتى و گاه گرانبها بود كه بيشتر بازرگانان و اعيان و اشراف مىپوشيدند . كمرگاه اين بالاپوش معمولا از پايين تنهء آن تنگتر بود . 21 - شال sal ( شال ) : واژه « شال » در گويش بيرجند - در معنى عامّ كلمه - به يك قطعه يا يك تكّه پارچه كه به منظور و براى مصرف خاصّى تهيّه كرده باشند اطلاق مىشد و مىشود و علاوهبر آن به « ترمه » نيز « شال » گفته مىشود . « شال » هايى كه مردها از آن استفاده مىكردند و هنوز هم مىكنند سه نوع بود و هست : 1 - 21 - شال سر sale sar ( شال سر ) : اين نوع « شال » دستارى است كه بر گرد سر مىپيچيدند و مىپيچند و بيشتر اوقات يك سر آن آويزان است و در مواقع سرما ، باد و گرد و خاك با آن جلوى دهان و بينى را مىگيرند . اين نوع « شال » را « دستار » ، « فوطه » و « منديل » هم مىناميدند و مىنامند . « 1 » 2 - 21 - شال كمر sale kamar ( شال كمربند ) : اين « شال » دراز و بلند بود و هست و آن را به دور كمر مىپيچيدند و مىپيچند . در تابستانها از « شال » هاى پارچهاى و در زمستانها از « شال » هاى دستباف پشمى استفاده مىكردند . « شال » رنگهاى مختلف داشت . سادات از رنگ سياه يا سبز و ديگران از رنگ سفيد و . . . استفاده مىكردند و مىكنند . اين « شال » را روى پيراهن ، قبا ، سردارى ، لبّاده و . . . به كمر
--> ( 1 ) . به اين نامها نگاه كنيد .